تبليغاتX
من یک پرم . . . با من بنویس
من پرم يک پر که روزگاري از بال پرنده اي در حال پرواز افتاده بارهادور خود گشته
 

گيدنز در ابتداي كتاب «تجدد و تشخص» مي گويد: تجدد تغييرات عمده اي در محيط اجتماعي پيرامون افراد پديد مي آورد افراد در جريان مبارزه با مسائل خصوصي خود فعالانه به تجديد دنياي اجتماعي پيرامون خود كمك مي كند

اما با اين حال دنياي تجدد كنوني به ميزان گسترده اي فراسوي محيط فعاليت هاي انفرادي و تعهدات شخصي امتداد مي يابد دنياي تجدد آكنده از  تهديدها و خطرهاي كم و بيش مداوم است با اين وصف دنياي تجدد به طرز عميقي در قلب هويت و احساسات شخصي نيز نفوذ مي كند تجدد با خصلت بازتابندگي خود هم بخش هايي از زندگي روزمره را گزارش مي دهد و هم آنها را دگرگون ساخته يا به طرزي جديد سامان مي دهد.

 ويژگي تجدد اخير در آن است كه ضمن شكايت نسبت به «عقل مال انديش» اين را هم مي پذيرد كه علم و تكنولوژي حكم شمشير دو دم را دارند و در همان حال كه پارامترهاي تازه اي در زمينه اي خطر كردن و خطر آفريني پديد مي آورند امكانات سودمندي هم به بشريت تقديم دارند.

گيدنز يكي از پارامترهاي تجدد را پذيرفتن خطر صرفا براي خطر مي داند،  به عبارتي ديگر در دنيايي تجدد همه درها به روي احتمالات و ممكنات مختلف باز شده است بدين معنا مي توان با الرخ بک  يك همصدا شد كه «تجدد يعني جامعه خطر پذير». اين عبارت فقط بدان معنا نيست که زندگي اجتماعي مدرن خطرهاي تازه اي در بر دارد كه بشريت تا كنون با آنها سروكار نداشته است زيستن در جامعه خطر پذير به معناي زيستن حسابگرانه در برابر امكانات عملي باز و  نامحدودي است كه همه ما با عنوان فرد يا به عنوان گروه در طول هستي اجتماعي خود به طور مداوم با آنها سروكار دارد.

چرا تجدد چرا هويت شخصي؟  

گيدنز هدف خود از گذاشتن كتاب تجدد و تشخص را چنين بر مي شمارد: قصد من طرح اين موضوع ساده است كه تغيير شكل هويت شخصي و پديده جهاني شدن در دوران متاخر اخير دو قطب  ديالتيك محلي و جهاني را تشكيل مي دهند به عبارت روشن تر حتي  تغييرات وجوه بسيار خصوصي زندگي شخصي نيز مستقيما با تماس هاي اجتماعي بسيار وسيع  و پر دامنه ارتباط دارد.

سطح و ابعاد فاصله گيري زماني- مكاني در دوران تجدد كنوني به چنان حدي از گسترش رسيده است كه براي نخستين بار در تاريخ بشريت خود و جامعه در محيطي جهاني با يكديگر به تعامل مي پردازند.

گيدنز جهان نوين را وراي توان بازانديشي مي داند و چنين استدلال مي كند توانايي بازانديشي نوگرايي تا قلب خود گسترش مي يابد خود به طرح بازانديشيده تبديل مي شود يعني خود تبديل به چيزي مي شود كه مي توان آن را مورد بازانديشي قرار داد دگرگونش كرد و حتي آن را قالب ريزي نمود خود هم محصول اكتشاف خود و هم فرآورده رشد روابط اجتماعي صميمانه است. 

 گيدنز در پايان کتاب با يادآوري اينکه ظهور سياست زندگي در دوره اخير تجدد را مي توان حاصل مرکزيت طرح بازتابي خود در تزويج با ماهيت متناقض گسترش نظام هاي مبتني برمرجعيت دروني دانست مي افزايد:  انتخاب آزادانه شيوه زندگي با موانعي در راه رهايي مواجه است و اين پرسش را مطرح مي کند که: اگر اصول اخلاقي فرا تاريخي وجود نداشته باشد بشريت چگونه مي تواند درگيري هاي صاحب نظران حقيقي را بدون خشونت فيصله بدهد؟ وي مي گويد پاسخگويي به چنين مسائلي بي گمان مستلزم نوعي بازسازي و مرمت سياسي رهايي بخش و همچنين ادامه تلاش هايي است که به قصد برنامه ريزي زندگي به عمل مي آيد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388ساعت 8:25  توسط پر  | 

 

یکی از چیزهای خوب (یا بد؟) وبلاگ داشتن این است که هر از گاهی نگاهی می‌‌کنی به آرشیو وبلاگت تا بفهمی که مثلاً پارسال یا دو سال پیش در چنین روزهایی چه چیزهایی نوشتی و با خواندن آن مطالب گویی همه آن روزها و شرایط را دوباره زنده می‌کنی. این برای آدمی که کمتر چیزی را فراموش می‌کند ابزار رنج‌افزونی است! کمی که عقب‌تر می‌روی تشعشعات فکری خودت را می‌خوانی شرمنده می‌شوی که آخر این چه خزعبلاتی است که نوشته‌ای و از طرفی هم خوشحال از اینکه در همان مرحله درجا نزده‌ای. باز هم جای شکرش باقیست.

-----------

پی نوشت :

بعد از خواندن مطالبی که در پست اول بهمن ماه ۸۶ (درس= زندگی)نوشته بودم این افکار به ذهنم رسید و خدا رو شکر کردم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم بهمن 1388ساعت 16:4  توسط پر  | 

 

حادثه­ی عظیم عاشورا یکی از مهم­ترین تحولات سیاسی اجتماعی تاریخ بشریّت و یکی از رویدادهای بی­نظیر در تداوم خطّ رسالت پیامبران الهی است که باید به درستی تجزیه و تحلیل گردد؛ بررسی هرچه بهتر نهضت عاشورا بدان گونه که چهره­ی واقعی قیام ترسیم گردد، لزوماً ما را به مباحث تاریخی، روان­شناسی فرد و جامعه، مطالعات فعل و انفعالات و تحوّلات جامعه بشری، جامعه شناسی و ... مربوط می­سازد. یادآوری تحوّلات سیاسی، اجتماعی دوران پس از پیامبر(صلّی الله علیه و آله) همواره درس آموز و عبرت انگیز است و برای جامعه­ی امروز بیش از گذشته مورد نیاز می­باشد؛ چرا که حوادث روز به روز شکل پیچیده­تری به خود می­گیرد که گاه ساختار عوامل پیدایش را بر هم می­زند و حتی سعی بر فراموشی آن دارد. گاهی حادثه­ها لحظه­ای اتفاق می­افتد و در زمان بسیار کوتاهی اثرات خود را در ابعاد وسیع منتشر می­سازد، امّا برخی پدیده­های مهمّ به گونه­ای واقع می­گردند که باید ریشه­ها و علل آن­ها را در ده­ها سال قبل جست و جو کرد. نهضت عاشورا از کامل­ترین نمونه­های این گونه حوادث است؛ چرا که حکیمانه نیست اگر کسی تصوّر کند بذر اصلی این حادثه­ی عظیم تنها در مدّت چند روز یا چند ماه از ابتدای زمام داری یزید کاشته شد و رشد کرد و بارور گردید، بلکه باید برای جست و جوی سبب­های اصلی این واقعه­ی بی­نظیر و به دست آوردن هدف­های عالی و مقدّس امام حسین­بن علی(علیه السلام) و اطّلاع یافتن از شرایط و موقعیّت خاص اجتماع آن دوره­ی اسلامی سال­ها به عقب بازگشت و حوادث اجتماعی را در آن سال­ها با صبر حوصله­ی خاص مورد مطالعه قرار داد.

باید از این واقعه­ی تلخ در تاریخ اسلام درست عبرت گرفت. جاهلیّت، یک مرحله­ی تاریخی یا یک حادثه­ی اتّفاقی نیست که در ظرف زمانی و مکانی خودش به وجود آید و پس از سپری شدن ماه­ها و سال­ها و یا با گذر از سرزمینی به سرزمین دیگر، به سینه­ی تاریخ سپرده شود و یا در موزه­های آثار باستانی قرار گیرد؛ بلکه یک حالت اجتماعی قابل تکرار است. آفتی که در اثر عوامل ویژه­ی خود ممکن است هرجامعه­ای را در هر سطح علمی و فرهنگی که باشد، آلوده نماید و حضور جاهلیّت در میدان زندگی به معنای رخت بر بستن فرهنگ خدامحوری است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 10:17  توسط پر  | 

اس ام اس میاد" امشب شب یلداست! تو رو یاد چیزی نمیندازه؟"!!

چیزی که برات نوستالوژیک باشه، خاطره های دوستان رو یکی یکی تو نت مرورمی کنم و این بهترین نوستالوژیکیست که برای نوشتن پیدا کردم

...

هوا سرد است. برف هم کم‏کمک می‏آید و نمی‏آید. زمستان است. امشب شب اول دی ماه است و من راز فصل‏ها را نمی‏دانم... نمی‏دانم پدر با کرسی قدیمی‏مان که روی پشت‏بام مانده بود و برف و باران می‏خورد تا سال‏ها، چه کرد. فقط یادم هست چهارشنبه سوری یکی از همین سال‏های نزدیک، آتش بزرگی وسط حیاط روشن شد؛ بزرگ‏تر از همیشه. چوب زیاد بود و نمی‏توانستیم از روی آتش بپریم. آن وقت‏ها اما از روی کرسی آسان می‏پریدیم. دعوا که می‏‏شد سر مداد‏تراش شمشیرنشان، سنگر خوبی بود. بلندترین بلندی برای بازی بالابلندی بود. صدای جیرجیر پایه‏هایش که بلند شد مادر دیگر نگذاشت برویم روی گرمی‏اش بنشینیم و مشق بنویسیم. دفتر و کتابمان هر شب روی کرسی ولو بود و بزرگترها از زیر لحاف سربداران را تماشا می‏کردند؛ در سکوت. خیلی گذشته بود از آن سال‏های امیرارسلان‏خوانی دور کرسی. مال دوره ما نبود. مال دوره پدرها و پدربزرگ‏ها بود. قصه‏خوانی در شب چله، خاطره ما نیست. انار و آجیل و هندوانه چرا. می‏چیدند روی کرسی و خیره می‏شدیم به موسیقی سیاه و سفید سال‏های دور از خانه. قصه‏خوانی شب‏های یلدا خاطره ما نیست. توی ظرف آجیل دنبال راحت‏الحلقوم می‏گشتیم  ...

حالا برگشته‏ایم به دورها. همیشه همین است. آدم میل به بازگشت دارد.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 13:24  توسط پر  | 

 

مجموعه" می دانم که هیچ نمی دانم" کارل پوپر ترجمه پرویز دستمالچی :

بخش اول این کتاب مجموعه مصاحبه هایی است که روزنامه دی ولت در سال 1987 و 1990 با پوپر انجام داده است . در این مجموعه او از نقش فروید، وظیفه روشنفکران،روش نظریه شناخت، آزمون و خطا در علوم و جامعه، دموکراسی و اندیشه های سیاسی تام گرایانه سخن می گوید . و بخش دوم کتاب ترجمه دو نطق از سخنرانی های پوپر است که از کتاب " در جستجوی دنیای بهتر " انتخاب شده اند . یکی از آن ها درباره اعتقادات غرب و دیگری درباره دموکراسی و اشکال گوناگون اندیشه های تام گرایانه است .

مطلبی که در این کتاب توجهم  را جلب می کند بازگو کردن مجموعه افکار و عقاید جنبش خردگرایی ( راسیونالیست) از زبان پوپر در سخنرانی زوریخ در سال 1985 است . کارل پوپر که خود را به عنوان یکی از آخرین پیروان جنبش روشنگری (راسیونالیست) جنبشی کهنه شده و کاملا غیرمدرن می داند، در این سخنرانی چنین اظهار می کند : " روشنگر واقعی یا خردگرای واقعی هرگز قصد مجاب کردن کسی را ندارد این جنبش حتی نمی خواهد کسی را متقاعد کند، زیرا آگاه است که حتی خودش نیز ممکن است در اشتباه باشد .

این جنبش همواره برای استقلال فردی و فکری دیگران آن چنان اهمیت فراوانی قائل است که نمی خواهد در امور مهم آن ها را قانع سازد، بلکه تلاش می کند مخالفت آن ها، یعنی انتقادشان، را برانگیزد .

جنبش روشنگری نمی خواهد کسی را قانع سازد، بلکه می خواهد او را با تکان های شدید بیدار و آگاه کند، می خواهد او را برای کسب آگاهانه عقیده و نظر برانگیزاند . شکل گیری آزادانه عقیده و نظر برای جنبش روشنگری بسیار با ارزش است و این ارزش و اهمیت فقط به این دلیل نیست که ما به این ترتیب از راه کسب عقیده ای آزاد، می توانیم به حقیقت نزدیک و نزدیک تر شویم، بلکه از جمله به این دلیل است که جنبش روشنگری اصل آزادی نظر و عقیده را به عنوان اصل بنیادی می پذیرد  و به آن احترام می گذارد . این جنبش حتی اگر نظری را کاملا و از بنیاد نادرست بداند، باز هم به آن احترام می گذارد . یکی از دلایل این که روشنگر نه می خواهد کسی را مجاب کند و نه حتی می خواهد او را متقاعد سازد این است که این جنبش می داند که بیرون از حوزه تنگ منطق، و همچنین شاید حوزه ریاضیات، هیچ اثباتی وجود ندارد ..."

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 9:16  توسط پر  | 

 

از جمله معرف ها برای سنجش یک مفهوم مشخص در تحقیقات جامعه شناختی، این است که از فرد می پرسیم: اگه دوباره به دنیا می اومدی دوست داشتی زن به دنیا بیایی یا مرد. در بسیاری از کلاس های درس، نتیجه ی تحقیقات اینچنینی در سطح شهر یا در سطح کشور را برای دانشجویان شرح می دهم و خیلی مسائل پشت پرده در باب رضایت فرد از جنسیت اش روشن می شود و سوالات زیادی نیز در ذهن شنونده شکل می گیرد یا پاسخ داده می شود. یافته های آماری نشان می دهند که انتخاب جنس متفاوت از جنس خود را بیشتر در میان دختران ملاحظه می کنیم (که از جمله دلایلی که برای این انتخاب ذکر می کنند این است که سرنوشت فرد مونث چه خودشان یا اطرافیان شان، در جامعه ای که در آن زندگی می کنند و مشاهده کرده اند مطلوب شان نبوده یا نیست) و در میان پسران، نسبت بسیار کمتری تمایل به این داشتند که با جنس مونث به دنیا بیایند. مشابه چنین سوالی را امروزه می توان در باب شخصیت و منزلت طرح کرد و می کنند. اگر شما می توانستید دوباره به دنیا بیایید دوست داشتید چه شخصیت و منزلتی داشتید؟؟؟  همان خود بودید یا دیگری؟!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388ساعت 8:27  توسط پر  | 

 

و امروز را شاد می خوانم از آنجایی که فهم خود را خالی از این همه هیچ می بینم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:17  توسط پر  | 

 

باز هم دم ما زن ها گرم. هیچ وزیر بهداشت مردی که عرضه به خرج نداد که جراحی و پروتز دندان رو جزءخدمات بیمه کنه. اما دستجردی بالاخره همه دندان درد ها و بی دندون ها و اونها که دندون های کج و کوله دارن و به شدت ازش رنج می برند رو به آرزوشون رسوند . ای ول 

پی نوشت :

همانطور که از ۲۰:۳۰اخبار شنیدیم این موضوع جزئ برنامه های آینده دولت می باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 10:3  توسط پر  | 

 

 

هرچه ديروز و امروز در بين اوراق صحيفه‌ي نور گشتم چيزي در مورد مخالفت معمار كبير انقلاب با مسئوليت اجرايي زنان نديدم. بلكه فقط عدالت در حقوق زن و مرد، و تاكيد بر حضور فعال زنان در صحنه انقلاب با حفظِ شانِ زن يافتم. هرچند تربيت و انسان سازي مهمترين تكليف تاريخي زنان است ولي اين موضوع منافاتي با حضور اجرايي در بعضي موارد ندارد. چه بسا، آنجا كه اين حضور نشان اهميت نظام اسلامي به زن باشد لازم و ضروري هم شود. بهرحال از اسلام جلوتر رفتن و حرام كردنِ حلال، تندروي‌هايي است كه حتما منجر به كندروي‌هاي تاريخي خواهد شد. بگذاريد در چارچوب حلالِ خدا، نظام اسلامي خودش حضور زن را در جامعه تعريف كند تا تبليغات رسانه‌هاي غرب باعث شكل گيري تعريف غربي از خواسته‌هاي زنان در جامعه نشود.

جملات حضرت امام خمینی دراین باره :

- زنان از نظر اسلام‚ نقش حساسي در بناي جامعه اسلامي دارند و اسلام زن را تا حدي ارتقا مي­دهد كه او بتواند مقام انساني خود را در جامعه باز يابد و از حد شئي بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدي مي­تواند در ساختمان حكومت اسلامي مسئوليت­هائي به عهده بگيرد. (صحيفه نور ج3 ص101 )

 

- خيال مي كنند اسلام آمده است كه فقط زن را خانه­نشين كند. چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم چرا با كار كردن او مخالف باشيم چرا زن نتواند كارهاي دولتي انجام دهد چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم زن چون مرد در تمام اينها آزاد است‚ زن هرگز با مرد فرقي ندارد. آري در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد ولي لازم نيست كه چادر باشد بلكه زن مي­تواند هر لباسي را كه حجابش را بوجود آورد اختيار كند. (صحيفه نور ج 4 ص103 )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 9:0  توسط پر  | 

 

 

هر شب قبل از خواب به گوشه ای ساکت و خاموش می روم . در سکوت به خدا فکر میکنم . همه نگرانی ها، تشویش ها، مسائل روز را یک یک بر دامان خدا می گذارم. اگر از کار کرده ام یا حرفی که زده ام احساس گناه کنم، اگر کسی را رنجانده باشم . این ها را در سکوت به خدا می گویم و از او طلب بخشش می کنم و بخشایش او را    می پذیرم . اگر نگران چیزی باشم آن را به خدا می سپارم و رهایش می کنم اگر احساس تنهایی کنم و تصور کنم که کسی مرا دوست ندارد همه را به خدا می گویم و آنگاه خدا مرا در آغوش پر مهرش می گیرد . همیشه وقتی که به این ترتیب همه چیزها را رها می کنم و به خدا می سپارم . آرامش عظیمی می یابم و همه فشارها، تشویش ها، عصبیت ها، بی مهری ها ناپدید می شوند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 5:33  توسط پر  |