تبليغاتX
من یک پرم . . . با من بنویس
من،پرم يک پر که روزگاري از بال پرنده اي در حال پرواز افتاده بارهادور خود گشته باد او را با خود برده
 

و امروز را شاد می خوانم از آنجایی که فهم خود را خالی از این همه هیچ می بینم

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آبان 1388ساعت 14:17  توسط پر  | 

 

 

باز هم دم ما زن ها گرم. هیچ وزیر بهداشت مردی که عرضه به خرج نداد که جراحی و پروتز دندان رو جزءخدمات بیمه کنه. اما دستجردی بالاخره همه دندان درد ها و بی دندون ها و اونها که دندون های کج و کوله دارن و به شدت ازش رنج می برند رو به آرزوشون رسوند . ای ول 

پی نوشت :

همانطور که از ۲۰:۳۰اخبار شنیدیم این موضوع جزئ برنامه های آینده دولت می باشد .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 10:3  توسط پر  | 

 

 

هرچه ديروز و امروز در بين اوراق صحيفه‌ي نور گشتم چيزي در مورد مخالفت معمار كبير انقلاب با مسئوليت اجرايي زنان نديدم. بلكه فقط عدالت در حقوق زن و مرد، و تاكيد بر حضور فعال زنان در صحنه انقلاب با حفظِ شانِ زن يافتم. هرچند تربيت و انسان سازي مهمترين تكليف تاريخي زنان است ولي اين موضوع منافاتي با حضور اجرايي در بعضي موارد ندارد. چه بسا، آنجا كه اين حضور نشان اهميت نظام اسلامي به زن باشد لازم و ضروري هم شود. بهرحال از اسلام جلوتر رفتن و حرام كردنِ حلال، تندروي‌هايي است كه حتما منجر به كندروي‌هاي تاريخي خواهد شد. بگذاريد در چارچوب حلالِ خدا، نظام اسلامي خودش حضور زن را در جامعه تعريف كند تا تبليغات رسانه‌هاي غرب باعث شكل گيري تعريف غربي از خواسته‌هاي زنان در جامعه نشود.

جملات حضرت امام خمینی دراین باره :

- زنان از نظر اسلام‚ نقش حساسي در بناي جامعه اسلامي دارند و اسلام زن را تا حدي ارتقا مي­دهد كه او بتواند مقام انساني خود را در جامعه باز يابد و از حد شئي بودن بيرون بيايد و متناسب با چنين رشدي مي­تواند در ساختمان حكومت اسلامي مسئوليت­هائي به عهده بگيرد. (صحيفه نور ج3 ص101 )

 

- خيال مي كنند اسلام آمده است كه فقط زن را خانه­نشين كند. چرا با درس خواندن زن مخالف باشيم چرا با كار كردن او مخالف باشيم چرا زن نتواند كارهاي دولتي انجام دهد چرا با مسافرت كردن زن مخالفت كنيم زن چون مرد در تمام اينها آزاد است‚ زن هرگز با مرد فرقي ندارد. آري در اسلام زن بايد حجاب داشته باشد ولي لازم نيست كه چادر باشد بلكه زن مي­تواند هر لباسي را كه حجابش را بوجود آورد اختيار كند. (صحيفه نور ج 4 ص103 )

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت 9:0  توسط پر  | 

 

 

هر شب قبل از خواب به گوشه ای ساکت و خاموش می روم . در سکوت به خدا فکر میکنم . همه نگرانی ها، تشویش ها، مسائل روز را یک یک بر دامان خدا می گذارم. اگر از کار کرده ام یا حرفی که زده ام احساس گناه کنم، اگر کسی را رنجانده باشم . این ها را در سکوت به خدا می گویم و از او طلب بخشش می کنم و بخشایش او را    می پذیرم . اگر نگران چیزی باشم آن را به خدا می سپارم و رهایش می کنم اگر احساس تنهایی کنم و تصور کنم که کسی مرا دوست ندارد همه را به خدا می گویم و آنگاه خدا مرا در آغوش پر مهرش می گیرد . همیشه وقتی که به این ترتیب همه چیزها را رها می کنم و به خدا می سپارم . آرامش عظیمی می یابم و همه فشارها، تشویش ها، عصبیت ها، بی مهری ها ناپدید می شوند .

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 5:33  توسط پر  | 

                             

تو بزرگترین سوالی


که تا امروز بی جوابه

نه تو بیداری نه تو خواب

نه تو قصه وکتابه

برای دونستن تو همه دنیا روگشتم

تو رو پرسیدم وخواستم

از همه عالم وادم بی جواب اومدم اما... حالا از خودت می پرسم

تو روباید از کدوم شهر از کدوم ستاره پرسید؟

از کدوم فال وکدوم شعر پرسیدو دوباره پرسید


غایب همیشه حاضر تو رو باید از چی پرسید؟


تو رو باید از کی پرسید؟

توروباید با چی سنجید؟

تو رو حس می کنم

اما کاشکی چشمهام تو رو می دید

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 9:28  توسط پر 

 

بعضی روزها و وقایع اینقدر مدام تکرار می شوند که بعضی از کلمات در زندگی می شه یک تکرار تکراری!!

- از این‌که گاهی خودم نیستم خوشم نمی‌آید. از این‌که گاهی سرنخ از دستم درمی‌رود خوشم نمی‌آید. از این‌که درگیر آدم‌ها می‌شوم خوشم نمی‌آید.دلم می‌خواهد فارغ‌بال باشم، رهاتر، بی‌خیال‌تر یک طوری شبیه خودم چنان‌که بودم.

 دلم فراموشی می‌خواهد و خاموشی. دلم می‌خواهد به خودم سخت بگیرم، شعر بگویم، درگیر تصویر شاعرانه‌ای بشوم که در هوا چرخ می‌خورد. دلم می‌خواهد همان آدمی بشوم که بی‌فکر، بی‌خیال و بی‌مبالات است. آدمی که صبح به قصد محل کار از خانه بیرون می‌زند و شب از شهسوار سردر می‌آورد.

-  درست زمانی که تصمیم می‌گیری به خودت فکر کنی و برای خودت زندگی کنی، یکی هست که دلش رو شکسته‌ای، یکی هست که فکر می‌کنه به او فکر نکرده‌ای...یک نفر پیدا می‌شه تا تو رو خودخواه بخوونه که همیشه به فکر خودت بوده‌ای و باز هم برنده شده‌ای...

و باز فکر می‌کنی خود واقعی تو همونه؛ اول به دیگران فکر کن و بعد گوشه چشمی به خودت داشته باش، نداشتی هم نداشتی...فقط برای رضای خاطر دیگران نفس بکش...اینطوری بهتره... خودت باش... حتی اگر له می‌شی  ...

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 8:56  توسط پر  | 

 

فردا دقیقا ساعت 6 صبح، یک ربع کامل قرن از سنم می گذره، امسال همه پیشاپیش کادوی تولدمو بهم دادند.


 

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 7:23  توسط پر  | 

 

روز اولیه که این سه تارو دستم می گیرم تا هشت جلسه دیگه بالاخره می توونم بنوازم

اونوخ منم مثه مولانا باید بگم :بشنو از این سه تار چون حکایت می کند

 از جدایی ها شکایت می کند

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم تیر 1388ساعت 7:14  توسط پر  | 

امتحانات این ترم هم بالاخره تموم شد، از دست تو چی آخه بهت بگم، اگه روزای اول امتحان هوامو داشتی و کار به اونجا نمی کشید اون امتحانمو هم داده بودم، حالا بیست واحد شده هیجده واحد، می گی فدای سرم خوب چی بگم فدای یه تار موت عزیزم . . .

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 9:12  توسط پر  | 

 

چند روزی است که هر کدام از کانال های تلوزیون ملی ایران را بگیرید احساس می کنید در حال تماشای صدا و سیمای ایتالیا و اسپانیائید و به قولی چشم هایتان چهارتا می شود! بس که نزدیک انتخابات می شود دوربین ها سعی دارند تا پسرها و دخترهای خوشتیپ و خوشگلی را نشان دهند که تا دیروز مورد عنایت و جمع آوری قرار می گرفتند، تا ثابت کنندکه حتی این جوان ها هم رای می دهند!

یکی باید به این مسئولان بگوید خوانندگان جان ما خیلی چیزها را می فهمند، چه شما نشان بدهید چه نشان ندهید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت 4:53  توسط پر  |